شايلين جون، عشق مامان و باباشايلين جون، عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 28 روز سن داره

مزرعه عشق

چند عکس خاطره انگیز !!!

  شایلین خانم هنوز نمیتونه راه بره ، ولی اونقدر اعتماد به نفس دخترم بالاست که از همین الان نشون میده که میتونه روی پای خودش بایسته ، تازه دست یکی دیگه رو هم بگیره !!                                                   آفرین ناز گلکم      هنرنمایی دخترمون یکی دو تا که نیست ، علاقه زیادی به دستمال کاغذی داره ، قبلا نشسته این کار رو میکرد ، ولی حالا کلاسش رفته بالا و  ......      البته بعد از اینکه جعبه دستمال رو تموم کرد ، میشینه رو زمین و دستمالا رو یا ...
16 آذر 1392

رونمایی مروارید !!!

سلام مامانی حال  و احوالات چطوره ؟ خوبی خوشی سلامتی ؟ نانازم  بالاخره در تاریخ دوشنبه 4 آذر 92 در حالی که 10 ماه و 23 روزت بود به انتظار من و بابایی پایان دادی و اولین دندونت نمایان شد و شدی شایلین با دندون اما تا مامانی به خودش بجنبه و به وبلاگت سر بزنه یه هفته می گذره و دومین دندونتم در تاریخ دوشنبه 11 آدر نیش می زنه نفس مامانی ها گفته باشم      شایلین جوووونم !دراومدن اولین و دومین مروارید سفیدت مبارک       الهی مامانی که اینقدر لثه هات اذیت       ...
14 آذر 1392

گوشه ای از هنرنمایی های شایلین جون

شایلین مامان، طلای مامان سلام ، امروز بعد از کمی تاخیر با یه عالمه عکس اومدم تا یه پست جدید واسه تو و همه دوستدارانت بذارم چی بگم که هر چی بگم کم گفتم، از شیرین کاریات، از فضولیات، از بی خوابیات یا بد خوابیات  بالاخره در چهاردست و پا رفتن یه  پا  اوستا شدی عروسکم   ازت غافل شیم یا به سرعت به سمت شومینه میری یا میری سراغ چاه آشپزخونه و سرچاه رو برمیداری دست تو میکنی تو چاه  حتی پایه ی صندلی رو میزارم روی چاه ولی شما طلا صندلی رو هل میدی اونور  ، ای شیطون ای شیطون  دست تو به میز و مبل میگیریو و وامیستی و گاهی هم راه می ری و منم باید مواظبت باشم تا سرت به گوشه میز یا دیوار نخ...
6 آذر 1392

10 ماهگی شایلین جون

شایلینم شیرینم ده ماهه شدی  ، ده ماهگیت مبارک عزیز دلم ماهها دارن سپری میشن و گل مامان و بابا و همه فامیل   هی داری قد می کشی و بزرگ میشی و هر روز هنرهای جدیدت رو میشه ( موش موش می کنی، بای بای می کنی ، بوس می کنی و ... ) و عزیز و عزیزتر میشی    این ماه هم تولدت مصادف شد با تولد مهتاب و مهیار به همین مناسبت همگی خونه عمه دعوت بودیم کلی بهت خوش گذشت دست زدی و رقصیدی و دلبری کردی  مهوش جون و آقا بهروزم بودن و کلی هم با یارهای همیشگی وبت بازی کردی یعنی اولش که فقط اونا رو تحویل می گرفتی   تازشم بالاخره با ویدا جون دوست شدی!!! تو و ویدا جون با هم همسن هستین یعنی فقط 6 روز از ویدا جون ب...
13 آبان 1392

هنر جدید شایلین جون

سلام شیطون  دوشنبه 6 آبان 92 رفتیم خونه ناصر و فاطمه جون که تو مراسم عروسیشون حدودا 8 ماه داشتی و انان حدودا 10 ماه ، کلی خونشون شیطونی کردی و کلی هم خاله فایزه باهات حال کرد و ازت انرژی گرفت  و هنرهای جدیدتو به نمایش گذاشتی  موش موش کردی که حواسم نبود ازت عکس بگیرم و لی لی حوزک می کردی که این دفعه عکس گرفتم   لی لی حوزک رو  بابایی تازه صبح باهات کارکرده بود و شب شما شیطون طلا به نمایش گذاشتی     شایلین جون در حال گوش دادن به اجرای فرمان       شایلین جون در حال اجرای فرمان ، فدات بشم مامانی          ...
12 آبان 1392

دنیای این روزای شایلین

  دخملی مامانی سلام عزیز دل در حال حاضر اواسط 9 ماهگیت و تو کلی شیطون تر شدی و شیرین تر تو این مدت یه هفته ای اس اس داشتی و همگیمونو کلی نگران کردی ولی خوشبختانه بخیر گذشت تو گلم دوباره سرحال شدی همه میگفتن از دندوناش ولی ویروسی بود کاش دوباره هیچوقت مریض نشی گلم.  یه نکته جالبم اینکه هیچی سمت دهنت نمی بری در حالی که بیشتر بچه ها تو این سن جاروبرقی اند!!! خاله آرزوتم مشهد و کلی باهم بازی میکنین و حال میکنی خدابخیر کنه زمانی که نی نی خاله آرزوت بدنیا بیاد. شنبه 27 مهر 92 خونه خاله فایزه اولین خرابکاریت به وقوع پیوست اونم شکستن سر قندون بود. در حال حاضرم همه جا هستی زیر مبل، رو سفره، زیرمیز، رو بالشت و ... وا...
2 آبان 1392

تبریک و تشکر

سلام به دختر گلم و به همه خوانندگان و دوستداران وبلاگ شایلین جون و خود شایلین جون  بعد از گذشت نزدیک به یکسال از تهیه این وبلاگ تصمیم گرفتیم آماری تهیه کنیم از کسانی که بیشترین نظر رو در خاطرات مختلف دختر نازمون ثبت کردن و به نتیجه جالبی رسیدیم . نفرات برتر  به ترتیب خاله فهیمه ، مهوش جون و آقا بهروز و درنهایت اقا حسام بودن که همینجا از  اونا تشکر میکنیم. اما نکته جالبش اینجاست که دو نفر اول امسال تو آزمون دکتری قبول شدن و نفر سوم  که " کسی نمی داند " کجاست !!!!    شایلین جون به همراه  مامانی و بابایی ضمن تشکر از همه عزیزان و بویژه نفرات برتر وبلاگ و آزمون دکتری ، صمیمانه ترین تبریکاتشون رو خ...
20 مهر 1392

9 ماهگی شایلین جون

سلام عزیزم سلام نفسم  نهمین ماهگرد تولدت شیرینم    مصادف با سالروز تولد خودم مبارک  دخملی مامان این آخرین ماهگرد تک رفمیته و در پناه خدا از ماه آینده دیگه ماهگردهات 2 رقمی میشه احتمالا شیطونیات 20 رقمی  اندر احوالات این روزهای شما قابل به ذکر است :   هنوز که هنوز شایلین بی دندونی این دندونات کی میخوان در بیان مامانی    در سینه خیز رفتن که یه پا زبل خان شدی زبل خان اینجا زبل خان اونجا زبل خان همه جا منم باید مراقبت باشم تا خرابکاری به بار نیاری و مهمتر از اون یه موقع به خودت صدمه نزنی گلم  ولی از چهار دست و پایی خبری نیست البته در حال تلاش کردن هستی دو دست و یه پاتو میت...
16 مهر 1392

تفریحات شایلین خانوم خونه عمه جون

  دختر گلم ، دوشنبه شب ( 92/07/08) ساعت 10 شب بود که من و تو  و بابایی سه نفری راهی تربت حیدریه شدیم  تا  سه روزی که بابایی شیفت بود کنارش باشیم . تو مسیر راه دختر نسبتا خوبی بودی ولی فقط 20  دقیقه خوابیدی . ساعت 12 بود که رسیدیم خونه عمه جون . هوای نسبتا سردی بود و مجبور شدیم شما رو  توی ملحفه بپیچونیم و ببریم بالا.  مدتی که خونه عمه جون بودی شیرین کاریهات فراوون بود. انواع صداها رو که در می آوردی . ضمنا علاقه شدیدی به علی پیدا کرده بودی و از بغل اون پیش هیچکی نمی رفتی ، حتی من و بابایی ( خیلی بی معرفتی !!! بیا بچه بزرگ کن  ) . یه سری از شیرین کاریهات رو دوربینها ثبت کردن ، جالبه  خودت هم ب...
13 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مزرعه عشق می باشد