شايلين جون، عشق مامان و باباشايلين جون، عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

مزرعه عشق

شایلین در باغ

دخمل گل مامان سلام در ادامه مطالب گذشته واست بگم !!! دو شب و سه روز یه باغ نزدیک گلبهار اجاره کردیم  خیلی خوب بود مخصوصا به شما که حسابی خوش گذشت چون یه عالمه هم بازی داشتی  و از همه مهمتر بابایی تمام مدت پیشت بود  البته هیچ کس همسنت نبود ولی همه باهات بازی می کردند و سرگرمت داشتن از عمه ها و عمو گرفته تا پسرعمو (پارسا جون)، پسر عمه هات ( علی جون و امیرحسین جون)، دختر عمه هات ( نیلوفرجون، کیمیا جون و غزاله جون) ممنون از همگی   اینم از شایلین جون شناگر         الهی مامانی فدای اون خندهات بشه  و البته عینک برعکست!!!   ...
8 مهر 1394

شایلین دوست داشتنی در عروسی

خوب من  نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب نام تو اگرچه بهترین سرود زندگیست من تو را به خلوت خدایی خیال خود، " بهترین بهترین من" خطاب می کنم... بهترین بهترین من...     شنبه 16 مرداد 94 عروسی دختر عمه بابایی تو قوچان دعوت بودیم،در نتیجه به اتفاق عمه ها و عموها راهی قوچان شدیم، البته ما زودتر از همه حرکت کردیم، عمو اصغر و خاله پریسا و پارسا جونم با ما اومدن تا قبل از رفتن به قوچان تو مسیر یه باغ رو ببینم تا اگر خوب بود دو سه شبی بريم اونجا  و همگی دور هم جمع بشیم. تو عروسی هم گرچه رقصیدی و با بچه ها هم بازی می کردی ولی حسابی مامانی...
8 مهر 1394

انتقالی بابایی

خبر خبر بالاخره بابایی منتقل مشهد شد بابایی شایلین بالاخره از تاریخ 94/04/16 در مشهد شروع به کار کرد و من و شایلین خیلی خیلی از این موضوع شاد و خوشحال و سرحالیم همسرم، عشقم  خوشحالی من از اینکه بعد از 5 سال رفت و آمد، به مشهد منتقل شدی در غالب کلمات نمی گنجد. گرچه ممکنه اینجا کار سخت تر و فشرده تر باشه ولی ازاینکه در یک شهریم و همیشه در کنارمی در پوست خود نمی گنجم عشقم همیشه موفق و پایدار باشی و بی نهایت سپاسگذارم واسه صبر و تحمل و تمام زحماتی که واسه من و دخمل نازنینت میکشی. دوست داریم هوارتا یه تشکر ویژه از مامان و بابای دوست داشتنیم که در این مدت مثل سایر مواقع بینهایت واسمون زحمت کشیدن و اصلان مارو تنها ...
8 مهر 1394

من برگشتم!!!

دخمل نازنینم سلام سلام صدتا سلام بعد از غیبت 2 ماهه بالاخره مامانی با یه عالمه عکس و مطلب جدید برگشته تا وبلاگتو به روز کنه !!! علت این تاخیر رو هم در پست های بعدی متوجه میشی ...
8 مهر 1394

دختر 2/5 ساله من

  ماهه من نازنینم... گاهی در زندگیت روزهاییست که احساس میکنی چقدر برات با ارزشن لحظه به لحظه اش برات دل انگیزه گاهی  آن ساعت وزمانی که همه می گویند: " طلاست ، مثل برق وباد می گذره، آره عزیزم...دوسال و نیمی گذشت به سرعت برق و باد با تمام وجودم دوست دارم دخترم دخترکم... خوشبختی یعنی نگاه خدا، فقط گوشه چشمی از نگاه خدا برای خوشبختی تمام انسان ها کافیست. این نگاه را برایت آرزومی کنم                   کیک 2/5 سالگی دخملم ...
31 تير 1394

بای بای پوشک

شایلین جون یک گام بزرگ دیگه واسه استقلالش برداشت و در حالی که 2 سال و پنج ماهش بود با پوشک های عزیزش خداحافظی کرد طبق مطالعاتی که داشتم متوجه شده بودم بهترین زمان از پوشک گرفتن بچه بعد از 2 سالگیه و در ضمن خود بچه هم باید بخواد و آمادگیشو داشته باشه. از این رو قبل از 2 سالگی که هیچ اقدامی نکردم اما بعد از 2 سالگی یه بار امتحان کردمو دیدم دوست نداری  تا اینکه زمان موعود فرارسید، همیشه دوست داشتم زمانی که میخوام از پوشک بگیرمت وقتی باشه که بابایی هم فرصت داشته باشه و کمکم کنه، تا اینکه در تعطیلات 14 و 15 خرداد و به عبارتی تعطیلات با طعم بابایی این فرصت فرا رسید... در اون چند روز هنوز پوشک می شدی آخه دوست داشتیم با بابایی ددر هم ...
27 تير 1394

دخترم بزرگ شده!!!

سلام دختر ماه مامان پس از مدتی اومدم تا از تحولاتی که در این دو ماه داشتی بگم!! البته یکی تو این پست و دومیش تو پست بعدی وقتی 2 سال و 4 ماهت بود هنوزم تو اتاق پیش ما می خوابیدی و همچنین عادت داشتی تو بغل بخوابی و بعد بذاریمت روی تشکت، منم که حسابی از این مدل خوابیدنت خسته شده بودم از بابایی خواستم هر طور شده این عادت و از سرت خارج کنیم. در نتیجه تصمیم گرفتیم که از این به بعد تو تختت بخوابی! فقط یه شب تو تو تختت خوابیدی و ما هم پایین تخت ولی نمی دونم چه حسی به ما گفت که از شب بعد تنها تو اتاقت می تونی بخوابی و این اتقاق هم افتاد  از اون تاریخ تا الان که نزدیک 1/5 ماه است دخمل ناناز ما تنهایی تو اتاقش می خوابه!!!  خی...
11 تير 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مزرعه عشق می باشد